شیراز شهر فرهنگی، با نمای بی هویت
شیراز شهر فرهنگی، با نمای بی هویت
فاطمه مقدم: صبح صبحانه خورده ونخورده راهی محل کارش می شود هنوز خواب در چشمهایش است که رنگ قرمز یک بنا شوکه اش می کند. خانه ای قرمز رنگ وآتشین مثل خانه ای از شهر جادو یکباره جلویش سبز می شود چند قدم عقب میرود و نگاهی به خانه ای که گویی از خم رنگرزی بیرون آمده می اندازد دیروز این خانه اینجا نبود یعنی خانه بود اما رنگ آن مثل دیگر بنا ها بود مرمر سفید و یا سیمان سفید و یا آجر بله مرمره سفید بود جنس سنگ مرمر هنوز از زیر این رنگ دیده می شود گویی شب گذشته روی دیوار خانه را با پیستوله رنگ پاش، بی دقت و نا نا منظم رنگ قرمزتند و آتشینی پاشیده اند خواب از چشمش پریده و می تواند با اسودگی راهی محل کارش شود اتفاق عجیبی نیفتاده پیش از این هم این تغییر رنگ یکباره ساختمانی را نزدیک محل کارش یا در خیابانی که از آن گذر می کرده دیده است قرار است این خانه به اموزشگاه و یا موسسه کنکور و ... تبدیل شود مدتی است که در این شهر کهن رسم شده است که برای تغییر کاربری یک ساختمان از مسکونی به تجاری تنها کاری ضروری پاشیدن رنگی خالص وغیر متعارف به در و دیوار و گاه پنجره یک منزل مسکونی است رنگهای که در هیج یک از مصالح معماری این مرزو بوم دیده نمی شود رنگ بنفش رنگ نارنجی رنگ قرمز که گویا خیلی پر طرفدار است...
به راستی در کدام شهر دنیا اینقدر نمای ساختمان ها بی قاعده و قانون قابل تغییر است؟ در کدام شهر قانون مند دنیا دیده می شود که یک شبه خانه ای در میان یک کوچه یا سر گذری که پیش از این نمای چون دیگر خانه ها داشته با تغییر رنگی مضحک چون وصله ای نا همخوان با خانه های اطرافش در تضاد قرار گیرد به سبب آنکه قرار است اینجا موسسه ای برای آموزش موسیقی شود یا بنا ست که دختر بچه های قد و نیم قد هر روز به این خانه رنگی بیایند و زبان انگلیسی یاد بگیرند بنابراین لازم است ساختمان به چشم آید. مالک جدید در بند تناسب و زیبایی نیست او تنها مسوول رونق کار خود است ونهایتا باید با وجدان کاری به آموزش تمام و کمال بچه ها بپردازد. این تنها مسئله ای است ذهن مسوول وظیفه شناس او را درگیر می کند.اینکه رنگ بنای جدید چه بر سر نمای شهر می آورد دغدغه او نیست چرا که هیچ گاه به سبب این تغییر نامتعارف مورد بازخواست قرار نخواهد گرفت. اما آیا مسوولین شهرداری نمی دانند که نمای هرساختمان خالق نمای شهر است اگر می دانند بر این ناهمگونی حیرت انگیز چگونه چشم می بندند؟ فارغ از اینکه خود شهرداری در روزهای پایانی سال مامور تخریب نمای شهرشده بود به بهانه تنظیف دیوارها ی آلوده و چرکین شهر رنگ پلاستیک را بر هر نمای از هر جنس می پاشید. بر دیوار کاهگلی باغها بر سنگ مرمر ساختمانها بر دیوارهای آجری و سیمانی خانه های مسکونی که اکثر آنها ملک خصوصی بودند درحالی که هریک از مصالح معماری ا زقبیل کاهگل چوب سنگ ،سیمان آجر جنس و شخصیت مخصوص به خود دارند وبرخی از آنها اصلا رنگ پذیز نیستند. البته این نهضت ویران کردن نمای شهر در همان ماه فروردین با اعتراض اداره زیبا سازی متوقف شد و خوشبختانه کار به پاشیدن رنگ پلاستیک به در و دیوار منزل تمامی شهروندان نرسید! براستی این همه بی توجهی و ناهماهنگی در نمای شهر را با چه سبک معماری می توان جبران کرد؟! در حالی که در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با سیما و كالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به كنترل طرح های بزرگ و كوچك معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند. اما در شهر کهن و فرهنگی شیراز هر نمای چون سازی ناکوک ارکستری آفریده که صدای سرسام آورش گوش شهروندان را کر کرده و ذائقه بصری آنها را به لختی کشانده است به طوریکه دیگر کسی از تغییر رنگ خانه کناری خود به همسایه خودخواه اش معترض نمی شود (خودخواه به سبب آنکه نماها در شهر نشانه نحوه تفكر و نگرش سازنده آنها به مسایل مختلف است.) و به جایی شکایت نمی کند شاید هم وجود ناهماهنگی های که همواره در سطح شهر وجود دارد سبب شده که شهروندان ناهماهنگی موجود را نبیند که جای برای شکایت برایشان بماند؟ و شاید هم یک شهروند که با حقوق خود اشنا نیست اصلا نمی داند که می تواند به این ناهمگونی اعتراض کند. اما آیا می شود به این نازیبایی ها در نماهای شهراعتراض کرد؟ اگر جایی برای عرض شکایت وجود دارد که مطمئن نیستیم وجود داشته باشد کجاست؟ این عریضه را می توان به کدام مرجع صالح ارجاع داد؟ به مرجعی که خود به سبب اعتراض یک مسوول عالی رتبه دولت به دیوارهای چرکین شهر تصمیم به زیبا کردن یک شبه شهر می گیرد وبا پاشیدن رنگ پلاستیکی که از درو دیوار شره کرده و آفریدن گلها و گلوله های رنگی بی تناسب بردر و دیوار شهر کمر همت به تخریب نمای شهر می بندد؟! برای روشن شدن تفاوت آنچه که در این شهر کهن با قدمت چند هزار ساله رخ می دهد توجه شما را به مقایسه ای میان شیراز و شهر کهن فلورانس جلب می کنم.دکتر صداقت کیش در گفتگویی درباره اهمیت نگاه داشت معماری سنتی و بومی می گفت در فلورانس ایتالیا بافت شهر مثل بافت چهارصد سال پیش است آنها حق ندارند نمای ساختمانها را تغییر دهند و تغییرات باید زیر نظر میراث فرهنگی انجام شود. اما در شیراز با تاریخی پیش از هخامنشیان ما حتی خانه ای که عمری بیش از سیصد سال داشته باشد نداریم و همچنین درباره اهمیت نمای شهر می گفت در همین شهرتاریخی فلورانس در حال قدم زدن در خیابان بودم که دیدم مردی نشسته و آگهی تبلیغاتی را روی سنگچین پایین دیوار می چسباند پرسیدم چرا آگهی را بالاتر نمی چسبانی که دیده شود گفت ما اجازه نداریم که آگهی را از این حد بالاتر بچسبانیم زیرا نمای ساختمانها تخریب می شود. این همه نشان دهنده آنست که نمای شهری در واقع تركیبی از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتی كه در خیابانها ومعابر میافتد شكل می گیرد.
می توان گفت صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر دید عموم قرارمی گیرد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده كننده از ساختمان است. همانطور كه عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می كند، اما بهدلیل ضعف قوانین موظف كننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در كمترین اهمیت قرار گرفته است در حالی که نمای هر ساختمان در شكلدهی به مجموعه شهری كه در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یك ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانهای شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از میان میرود. همانطور که در شهرمان شیراز نماهای ساختمانها بدون هماهنگی و همگونی در کنار هم قرار گرفته است. یکباره میبنیم نمای مدرن ساختمانی در بافت قدیمی چنان بی نظمی و عدم تناسبی ایجاد کرده که به هیچ روی جز تخریب این نما قابل بازگرداندن نیست. اما آیا می شود در این ساخت و ساز پر شتاب ساختمانها و تغییر کاربری ساختمانها به این روش عجیب نمای متشتت شهر شیراز را تحت قانونی سامان داد تا پس ازاین شاهد تولد ساختمانی با نمایی چون سفینه های فضایی در میان بافت های قدیم و حتی بافت های ساده تر شهر نباشیم و چون اصفهان به شهر تقریبا همشکل و متناسب دست یابیم و آیا بر این شهر با این نمای نازیبا که هر روز نشانه ای ازنشانه های هویت زیبا و منسجم کهن خود را ازدست می دهد می توان عنوان پایتخت فرهنگی داد؟ و در پایان آیا می توان امیدوار بود نقدی که در رسانه ها بربخشی از عملکرد نهاد یا سازمانی می شود جز دادن بهانه ای برای تخریب عملکرد مسوول نقد شده به دست دیگر مسوولین تاثیری در مرتفع شدن یا سامان دادن اصل موضوع مورد نقد با هماهنگی مسوولین مرتبط داشته باشد؟ امیدواریم !
درباره وبلاگ